تبليغاتX
کانون هلال احمر دانشکده کشاورزی

کانون هلال احمر دانشکده کشاورزی

شهادت امام حسن عسکری را به همه امدادگران تسلیت عرض نموده و آغاز ولایت امام زمان (عج) را گرامی می داریم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 14:22  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

هستیم با ولایت مثل همیشه....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 13:58  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

معاون زحمتکش و ارزشی ..... روحش شاد....  صلوات

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 16:34  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

اردوی زیارتی راهیان نور

 

برگزار می شود

 

دانشجویان علاقمند هر چه زودتر جهت ثبت نام به دفتر کانون مراجعه نمایند .

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 16:32  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

در این دیدار جناب آقای سعادتیان ضمن بررسی مشکلات کانون ابراز امیدواری کرد خواسته های کانون بررسی و جهت رفع آن ها بزودی اقدام خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 16:27  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

دوستان امداد گر و دانشجویان عزیز برای مشاهده شماره ۱۴۷ نشریه پیام هلال به لینک زیر مراجعه فرمائید :

پیام هلال

پیام هلال

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:33  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 20:46  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

برای دانلود نشریه خیبر بر روی لینک کلیک کنید :

صفحه 1

صفحه 2

صفحه 3

صفحه 4

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 14:11  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

۱- اینترنت دانشکده  وصل شد . موج استفاده به اینترنت !

۲- دبیر کانون هلال احمر - مسول بسیج دانشجویی شده خبرهایی به گوش می رسد که بزودی شاهد دبیر جدید کانون هلال احمر خواهیم بود . نظرتان را درباره  عملکرد دبیر کانون هلال احمر دانشکده در بخش نظر بدهید ارائه نمایید .

۳. الان فصل امتحانات پایان ترم بهتر بعدا خبر های تازه تر را بهتون بگم .

راستی داشت یادم می رفت شماره ۴ نشریه کانون نیز منتشر شد .

اخبار و مسائل طنز دانشکده مورد استقبال دانشجویان قرار گرفته است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 18:1  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  | 

آن روز ها رفتند

یاران من آن روزها

عاشق ترین بودند

مردان میدان های مین بودند

یاران من آن روز ها

پرواز می کردند

اعجاز می کردند

درهای سبز آسمان را

باز می کردند

 

من به سوی تو می آیم

خدایا خسته و وامانده ام ، دیگر رمقی ندارم ، صبر و حوصله ام پایان یافته ، زندگی در نظرم سخت و ملامت بار است ،می خواهم از همه فرار کنم می خواهم به کنج عزلت بگریزم .آه دلم گرفته ،در زیر بار فشار خرد شده ام.

خادیا به سوی تو می آیم و از تو کمک می خواهم ، جز تو دادرسی و پناه گاهی ندارم، بگذار فقط تو بدانی و از ضمیر من آگاه باشی . اشک دیدگان خود را به تو تسلیم می کنم .

خدایا کمکم کن، ماه هاست که که کمتر به سوی تو آمده ام، بیشتر اوقاتم صرف دیگران شده.

خدایا عفوم کن ، از علم و دانش ، کار و کوشش ، از دنیا و ما فیها ، از همه دوستان از معلم و مدرسه،از زمین و آسمان خسته و سیر شده ام.

خدایا خوش دارم مدتی در گوشه خلوتی فقط با تو بگذرانم.فقط اشک بریزم ف فقط ناله کنم و فشارها و عقده های درونی هم را خالی کنم .

ای غم ای دوست قدیمی من ، سلام بر تو بیا که دلم به خاطرت می طپد. 

ای خدای ،بزرگ معنی زندگی را نمی فهمم  .چیزهایی که برای دیگران لذت بخش است،  مرا خسته می کند ، اصلا دلم از همه چیز سیر شده است، حتی از خوشی و لذت متنفرم. چیزهایی که دیگران به دنبال آن می دوند ، من از آن می گریزم، فقط یک فرشته آسمانی است که همیشه بر قلب و جان من سایه می افکند.هیچ گاه مرا خسته نمی کند . فقط یک دوست قدیمی است که از اول عمر با او آشنا شده ام و هنوز از مجالست با (او) لذت می برم.

فقط یک شربت شیرین ف یک نور (فروزنده) و یک نغمه دلنواز وجود دارد که برای همیشه مفرح است و آن دوست قدیمی من غم است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:57  توسط دبیر کانون - مجید نگهبان  |